حمید علیدوستی در فراغ دخترش

حمید علیدوستی این روزها به همراه نوه اش دل نگران دختر دربندش هستند. دختری که اگر آزاد بود امروز تولد پدر را جشن میگرفت.
سخت است روز تولدت باشد اما فرزند دلبندتان در کنارت نباشد. دختر غمخوار و مونس پدر است. حال پدری که دخترش دربند است و مشخص نیست چه اتفاقی برایش می افتد چگونه می تواند آرام باشد.
علاوه بر این با دل نوهی کوچکش چه کند؟ با دختری که چشم نگران منتطر مادرش است چه کند؟ همه این ها سوالاتی است که امشب از ذهن حمید علیدوستی عبور خواهد کرد و روز تولدش را سیاه می کند.

اینکه دختری را، مادری را، فقط به علت استوری یا پست گذاشتن دستگیر کنید، نه عقلانی است نه انسانی. همیشه صحبت از اعتراض مسالمت آمیز است و اینکه کاری با اعتراض مسالمت آمیز نداشته و استقبال می کنند. آیا از اعتراضات مجازی، مسالمت آمیزتر داریم؟ پس چرا اینگونه عمل می شود؟
بهتر نیست صدای معترض شنیده و مشکل حل شود به جای آن که سرکوب گردد؟ کشور چگونه با خفه کردن صدای معترض می تواند پیشرفت کند؟ کاش مسئولین در عملکردشان تجدید نطر می کردند.